سام سام ، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 2 روز سن داره

مویا

دوست دارم لحظات زیبای بزرگ شدن پسرم را ثبت کنم آن لحظه ها که یادش شادی به دلش می آورد

تابستانه‌ هایت 93

سلاام بر عزیزکم این چند هفته اخیر اوج خیلی از کارها و برنامه هایی بود که داشتیم و برای همین من وقت نکردم که به روز اینجا برات بنویسم . می‌تونم بگم که نیم های ماه رمضان بود که  ما تصمیم گرفتیم  اسباب‌کشی کنیم . این خونمون کمی دورتر به مامی اینا هست اما بزرگ‌تره و بابایی و شما اتاق‌های خودتون رو دارید و  کمی راحت‌تر شدیم  از نظر جا. عزیزم ما که این چند وقت همش در حال کار کردن و  جا به جایی و خرید و ... بودیم . از یک طرف سر کارم از یک طرف کارهای خونه و از یک طرف هم شما که کلی دلت بازی می‌خواست و کلی هم اتاق جدیدت رو دوست داشتی. کلی وروجک بازی در می‌یاوردی و ... کارهای جالب می&z...
18 مرداد 1393

جمله‌های خوب

گابريل گارسيا مارکز بايد دنيا را کمي بهتر از آنچه تحويل گرفته اي تحويل دهي خواه با فرزندي خوب، خواه با باغچه اي سرسبز خواه با اندکي بهبود شرايط اجتماعي و اينکه بداني حتي فقط يک نفر با بودن تو ساده تر نفس کشيده است يعني تو موفق شده اي     هم برای تو و هم برای خودم همین آرزو رو دارم عزیزکم که دنیا را بهتر از آنی که تحویل گرفته‌ایم تحویل دهیم ...
11 مرداد 1393

رمضان مبارک

این سماور جوش است پس چرا میگفتی دیگر این خاموش است؟! باز لبخند بزن قوری قلبت را زودتر بند بزن توی آن مهربانی دم کن بعد بگذار که آرام آرام چای تو دم بکشد شعله اش را کم کن .... دست هایت: سینی نقره ی نور اشک هایم: استکانهای بلور کاش استکان هایم را توی سینی خودت می چیدی کاشکی اشک مرا می دیدی خنده هایت قند است چای هم آماده است چای با طعم خدا بوی آن پیچیده از دلت تا همه جا ... پاشو مهمان عزیز توی فنجان دلم چایی داغ بریز برگرفته از کتاب چای با طعم خدا... شاعر:عرفان نظرآهاری   ...
10 تير 1393

جشن تولد گروهی نی نی سایتی ها

گل پسر قشنگم  روز 5 شنبه هفته پیش 5 تیر ماه 93 . ما مامانا که از نی نی سایت با هم دوست شدیم و کلوپ داریم با هم  قرار گذاشتیم که یک جشن گروهی برای 2 سالگی  شما  جوجو های ناز نازیمون بگیریم .  این شد که خاله فهیمه مامان فرناز زحمت کشیدند و  خانه کودک تماشا رو  برای جشن ما انتخاب  کردند و زحمت‌های هماهنگی و غیره رو هم به عهده گرفتند دستشونم درد نکنه اون روز کلییی به شما  کوچولوهای شیطون بلا خوش گذشت و همنطور  ما مان ها هم با هم بیشتر دوست شدیم و در واقع من هم برای اولین بار دوستای گلم رو دیدم و کلی خوشحالم که دوستای جدیدی که کوچولوهایی هم سن و سال شما دارند رو پیدا کردم . چند تا عکس هم به ی...
7 تير 1393

خرداد -93

    اینجا آبشار تهرانه که روز 13 خرداد با بابایی و شما رفتیم کلییی بهت خوش گذشت و برای خودت توی سبزه ها پیاده روی کردی 14 خرداد هم رفتیم پارک شطرنج و کلی توش بازی کردی با سه چرخت 20 خرداد (تولد بابایی یاسر ) رستوران میگون - جمعه 23 خرداد- نیمه شعبان و دوباره تولد برای بابا داستانش اینطوری بود که بردمت پارک و از پارک که اومدیم دوباره گفتی کیک کیک . و من و شما یک کیک کوچولوی خوشمزه خریدم که یک جشن کوچولو  بگیریم. قرار بود که بابایی رو هم سورپرایز کنیم . بابایی کیک و ندیده بود منم تند تند روش شمع گذاشتم و توی یخچال گذاشتمش. تا رفتم لباسامو عوض کنم ...
26 خرداد 1393

هفته اول سال سوم زندگیت

برات از هفته اول سال سوم زندگیت می‌نویسم کادوهای جدیدت رو دو تا از همکارای مهربون و خاله‌های اداره مامان دادن . یک جعبه مداد رنگی از طرف کمیل مهربون و دو تا کتاب رنگ آمریزی خوشگل از طرف سارینا خوشگله گرفتی دستشون درد نکنه . صبح زود بازشون کردی و شروع به رنگ کردن و دیدن عکس کتابا کردی. عسلمی به خدا:) روز سه شنبه هفته پیش مبعث حضرت محمد بود و تعطیل رسمی این بود که من بردمت به پارک مادران تا با ماشینت بازی کنی و  کلی اون روز بهت خوش گذشت  و بازی کردی . وقتی رسیدیم به خونه تو ماشین خوابت برده بود . روز پنج شنبه یعنی 8 خرداد بعد از مدت ها با اولین مربی کوهنوردیم آقای محمودی قرار کوه گذاشتیم و رفتیم به یکی از زی...
12 خرداد 1393

بازم جشن

گل قشنگم دوم خرداد تولد خاله ملیتاست که امسال با شما دوباره جشن گرفتیم و شما باز هم کیک فوت کردی. شب مامی اینا جوجه کباب درست کردن و شما هم به تقلبد روی باربیکیوی اسباب بازیت کباب گوجه درست کردی و اون شب هم کلی بازی کردی . کلی عکسای زیبا گرفتن ازت که حیفم اومد برات نزارمشون. راستی اولین جمله بلندتو هم اون روز گفتی به بابایی یاسر گفتی: بابایی جون بریم حموم من و بابایی هر دو با هم بهت خیره شدیم و یکی از قشنگ‌ترین لحظه‌های زندگیمون اون روز نقش بست و با افتخار تشویقت کردیم. عزیز دلم جمله سازیت مبارک باشه خوشگلم. راستی بابایی که اصلا قصد حموم نداشت با این جمله سریع شما رو برد حموم :) عزیزمی که یک جون آخر اسمامون می‌زاری ...
5 خرداد 1393

آخرین سفرت قبل از دو سالگی

25 و 26 اردیبهشت آخرین سفرت رو قبل از دو سالگی رفتیم. رفتیم یک باغ زیبا در دماوند و تا تونستی بازی کردی و خوش گذروندی. این سفر رو با همکارای بابایی و در واقع (مسئولان  سرزمین دانایی ) رفتیم. همه خیلی دوستت داشتن و همه توجه ها هم سمتت بود . یک پیاده روی کوتاه هم رفتیم که داخل کولت بودی . ...
5 خرداد 1393

جشن تولد دو سالگی سام

ممنون خدای مهربونم که  یک پسر سالم و خوب و مهربون دارم که 2 ساله با بودنش عاشق‌ترم. گل پسر قشنگم دو سالگیت مبارک . عاشقتم و بهترین‌ها رو برات آرزو دارم . همون طوری که می‌دونی من و بابایی یاسر خیلی بارون و دوست داریم و یک جورایی همه اتفاق‌های زیبا و مهم زندگیمون در روزهای بارونی بوده :) . ما قرار بود جشنی در فضای آزاد باغ برای شما گل پسر خوبمون بگیریم که دوستای کوچولوت راحت بازی کنن و فضای بسته دست و پای این وروجکا رو نگیره . اما بعد از اوردن میز و صندلی‌های جشنمون بارون گرفت و به ناچار مجبور شدیم که داخل یک سالن  مهمونی تو برگزار کنیم و کلی از به هم خوردن و ناگهانی بودن این اتفاق شک شدیم . (آقا قم...
5 خرداد 1393
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به مویا می باشد